ملت و ملیت ----------- تعریف<<ملت عبارت است از عده ای از افراد بشر که در نتیجه یک سلسله عوامل تا ریخی در سر زمینی دور هم جمع شده و به زبان وا حدی سخن میگویندو با داشتن رو حیه مشترک با یکدیگر منا سبات اقتصا دی نز دیکی دارند.>> پس ملت اجتماع معینی از مردم است که تنها روی پا یه نژا دی و طا یفه ای بو جود نیا مده است. ملت امروزه ایتا لیا از رومیها-ژرمنها-یو نا نیها-عربها-و غیره بو جود امده است. ملت امروز فرانسه از گلها -رومیها-و غیره تشکیل می شود ملل المان و انگلیس هم به تفاوت از نژاد های مختلفی تر کیب شده اند. پس ملت از یک نژاد و طا یفه تشکیل نمی شود بلکه در دوران تاریخی از اجتماع معین مردم بوجود میاید. همچنین دولت های بزرگ مثل دولت اسکندر و غیره را نمی توان ملت نا مید و تنها کلمه دولت را باید با نها ا طلاق کرد. دولتی که بزور جنگ در مدت کوتاهی طوایف و نژاد های مختلف را در تحت تسلط خود می گیرد و پس از چندی از دست می دهد.از ترکیب انها نمی تواند ملت واحدی بو جود اورد . این نوع اجتما عات پا یه و اساس ثا بتی نداشته و پا بر جا نیست. بلکه امکان تحول و تغییر ان دائما متصور است.
خسرو روزبه
درباره زندگی و اندیشه های خسرو روزبه
درباره وبلاگ

بهارا گل تازه را یاد ده
ز سرو کهن خسرو روزبه
بهارا به یاد آر از آن سرو ناز
که افتاده هم سرفراز است باز
بیا تا مزارش پر از گل کنیم
چنین یادی از خون بلبل کنیم
ز سرو کهن خسرو روزبه
بهارا به یاد آر از آن سرو ناز
که افتاده هم سرفراز است باز
بیا تا مزارش پر از گل کنیم
چنین یادی از خون بلبل کنیم
منوی اصلي
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آرشيو
پيوندها
صدای مردم
باران(محمود نفیسی)
قوقولی قوقو
فرهنگ و ادب(عشق جاودان)
حزب توده ایران
گیله مرد
توده ای
فرهنگ و ادب (عشق جا ودان 2)
راه توده
پکیده
دانش سرخ
نوید نو
سلام سوسیالیسم
فرهنگ آرین پور
تریبون خلق
پیک نت
یاران ما
جرقه(محمو د نفیسی)
اذین داد
سهیل اصفی
هدیه ای برای خاک
زندانی
انجمن دوستداران طبری
دگردیسی
انتر نا سیو نال
جرقه
چا وشان نوزائی کبیر
دکتر امیر حسین ارین پور
حرف های گدا و فقیر
یا د داشت های من
باران(محمود نفیسی)
قوقولی قوقو
فرهنگ و ادب(عشق جاودان)
حزب توده ایران
گیله مرد
توده ای
فرهنگ و ادب (عشق جا ودان 2)
راه توده
پکیده
دانش سرخ
نوید نو
سلام سوسیالیسم
فرهنگ آرین پور
تریبون خلق
پیک نت
یاران ما
جرقه(محمو د نفیسی)
اذین داد
سهیل اصفی
هدیه ای برای خاک
زندانی
انجمن دوستداران طبری
دگردیسی
انتر نا سیو نال
جرقه
چا وشان نوزائی کبیر
دکتر امیر حسین ارین پور
حرف های گدا و فقیر
یا د داشت های من
![]()
طراح قالب:
رضا امین زاده
Powered By
BLOGFA.COM
+ نوشته شده توسط محمو د نفیسی در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت
13:21 |
فرهنگ لغات و اصطلا حات سیاسی و اجتما عی از خسرو روزبه از هفته اینده در (خسرو روزبه ) منتشر خواهد شد
+ نوشته شده توسط محمو د نفیسی در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت
18:47 |
هنگام اعدام:شب او را می برند در نزدیکی میدان - او شام را با میل خورده و با ارامش کامل می خوابد سرهنگی که فرمانده ی جوخه تیر باران بود تا صبح راه می رفته و نگران و عصبا نی بو ده استو از ارامش و خونسردی خسرو در شگفت. صبح زو د از خواب بر می خیزد و دوای کبد خود را می خورد که گو یا فرمانده از ترس خود کشی نمی خواسته است به او بدهد اما مامور می گوید راست است و این دوائی است که هر روز می خورد . خسرو با ارامش زیاد صبحانه را هم خورده است.. پس از اینکه او را به تیر می بندنداز او پرسیده می شو د:اقای روزبه و صیتی ندارید؟و خسرو با لبخندی پا سخ داده است:من با دستهای بسته که نمی توانم چیزی بنو یسم. دست های او را باز می کنندو کا غذ و قلم در اختیار او می گذارندو او نامه می نویسدکه در اختیار دادستانی گذاشته شده است و هنگامی که کسانش برای گرفتن نامه می روند می گو یند که چنین چیزی نیست. پس از تیر با ران در خانه برادر مجلس یا د بو دی بر قرار می شود . لباس ها و جسد اورا به خانواده اش رد نکردند.تنها نشانی مزار او را داده اند. شب هفت - خانواده ی او و عده ای از دو ستا نش با گلهای فراوان بر سر خاک او رفتند.شب چهل هم بار عدهای از دو ستانش و وابستگان دیگر شهدا بر سر مزار او گرد امدند . در میان انها یک زن چا دری با پسری ۱۲- ۱۳ ساله با چشمانی روشن و لهجه اذریتوجه همه را جلب کرده بو د این بچه خاک بر روی سرش می ریخت - گریه می کرد و فریاد می کشید: وای چه مصیبتی! پس از ان گفته شد که خسرو خرج این بچه را می داده است .برادر رفیق شهید سر گرد و کیلی با اینکه اشکی نمی ریخت با غم فراوان - با چهره ای غم انگیز که از هزاران فریاد و گریه وزاری گویا تر بو ده است می گفته:من برای کشته شدن تو نمی گریم من درد دارم که چرا تو و دیگران ارزو ها یتان را عملی شده ندیدید؟ (پا یان)
+ نوشته شده توسط محمو د نفیسی در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت
13:15 |
افتخار من این است که به وظیفه و ما مو ریت تاریخی خود عمل کرده ام . من به این جهت در ایران ماندم تا علیرغم همه ی خطرات جانی -کاری را که امثال یزدی ها- و بهرامی ها -و قریشی ها و شر مینی ها -انجام نداده بودند انجام دهم .... من به عقایدی پای بندم - نظریات سیاسی ام را مقدس می شمارم . به عهد و سو گند خود وفا دار و به امضا ئی که در زیر انکت حزب توده ایران کرده ام احترام می گذارم .وهر گز به خاطر جلب منفعت یا دفع خطر پیمان خودرا نمی شکنم(ص۷۰-و ۷۱ دفا عیات) خسرو روزبه بسیار به زن احترام می گذاشت و نقش اورا در نهضت محترم می شمرد. رفتار او با همسرش و دیگر زنان نمونه بارزی از این طرز تفکر بود .اینک از ماه های اخر زندگی خسرو روزبه در زندان و در زمان اعدام انچه را که شنیده ام کوتاه و دردناک و پر از افتخار برایتان می نو یسم .خسرو روزبه را با برانکار به زندان اوردندو از اتا قی که دران زندانی شد بیرون نیا مد - حتی باز پرسی و محاکمه را هم هما نجا تشکیل دادند . سه بار جلسه ی محاکمه و تجدید نظر تشکیل شد و بار چهارم اورا به میدان تیر بردند. در ماه هائی که او در زندان بود کوشش شد که به او هر انچه لازم دارد رسانده شو د مانند پو شاک - پتو - بخاری - چون اتا ق او بسیار سرد بود و از راه زندانبا نان هر انچه را که می خواسته پیغام می داده است . در بهار سبزی خوردن و کاهو-شب عید سبزی پلو وماهی و هفت سین به او رسانده شد.چند روز پیش از عید تعدادی سکه با نقش کبو تر خواسته بوده است که پس از دریا فت به عنوان عیدی برای هر کس که توانسته فرستا ده است.مامورین زندان او را رئیس می خواندند و او را بسیار محترم می داشتند .برای ما مو رین شا هنامه می خو انده است یکبار او ارزو کرد که دو بچه را به بیند خسرو بچه دوست خواست که دو بچه ای که با ما درشان به زندان برای سر کشی و دیدن رفته بو دند به بیند . بد بختانه این دو کو دک خردسال ان چنان از محیط و ما مو رین تر سیده بو دند که حا ضر نشدند از مادر جدا شوند و اکنون که دیگر یزرگ شده اند شاید با تمام جان و دل پشیمان با شند که چرا به دیدار خسرو نشتا فتند .خسرو با هیچکس اجازه ی ارتبا ط و ملا قات ندا شت او تقا ضا کرد ه بود که برا در ش و کیل او بشود - اما این خواست او را هم رد کرده بو دند . هنگامی که برای او شیرینی فرستاده میشد فوری مقداری از ان را بر می گرداند تا ان کسی که شیرینی را به زندان اورده بود از پشت دیوار های زندان با او وهمراه او دهان شیرین نما ید
+ نوشته شده توسط محمو د نفیسی در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت
12:45 |
را ه او راهی است بس دشوار - پر از درد و سر و سختی - امیخته با و حشت و فشار - پیچیده و پر از نشیب و فراز - الوده به خیانت نا مردان و اغشته به خون جوانمردان . مردمی چون خسرو روزبه و یاران او می باید که این راه را انتخاب کنند ودانسته و اگاه در ان گام بر دارند و از ان سر نپیچند .دلاورانی چون انان می خواهد که سر در کف گذارند و از هر خوشی ای چشم به پو شند- شاد و پر امید بروند و اگر مرگ هم جلو بیاید خودرا گم نکنند - در فکر دیگران با شند - از مرگ نتر سند و خندان و بزرگوار به کام او روند. خسرو روزبه تا اخرین دقیقه در همین اندیشه بود که مر گش به جنبش ازا د یخواهی ایران فایده برساند . اوست که در اخرین سخن خود میگوید. گوش بدارید و صدای مر دانه او را بشنوید: "مردن به هر حال نا گوار است به ویژه برای کسانی که صاحب عقیده هستند و قلبشان اکنده از امید به اینده امید به اینده روشن وتابناک است -ولی زنده ماندن به هر قیمت و به هر شرط شایسته نیست.زیرا هرگز نباید هدف را منتفی سا زد . اگر زنده ماندن مشرو ط به هتک حیثیت - تن دادن به پستی - گذشتن از ابرو - پا نهادن بر سر عقاید و ارمان های سیاسی و اجتما عی باشد - مرگ صد برابر شر ف دارد . چرا انسانی که بیش از دو ثلث از زندگی خود را با مرارت و سختی ولی در عین حال با تلاش و کوشش شرا فتمندانه به خاطرانسانها گذرانده است - از مرگ بترسد؟هرکس وظیفه تاریخی مشخصی دارد . عباسی و ظیفه داشت بمیرد و حرف نزند ولی من وظیفه دارم بمیرم و حرف بزنم و از مقدسات حزبم دفاع کنم ...
+ نوشته شده توسط محمو د نفیسی در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت
12:47 |
.<<اگر دادرسان محترم دادگاه مرا نشنا سند و دست کم خودم که خودم را می شنا سم و اطمینان دارم که نه دیوانه هستم و نه جانی ام و نه خائنم و نه وطن فروشم -بلکه بالعکس راهی را کهانتخاب کر ده ام با کمال عقل و درایت و فهم و منطق بر گزیده ام.اعتقاد جدی دارم که کمتر از دیگران به استقلال و ازادی و سربلندی میهن عزیز م پای بند نیستم . صمیمانه معتقدم که راهی را که بر گزیده ام سرانجام به سعادت و افتخار و رفاه و اسایش هم میهنان عزیز م منتهی خواهد شد.>> واین راه که او نشان داده است :راه حزب توده ایران است. همه کسانی که خسرو روزبه را از نزدیک دیده و شنا خته اند می دانند که خسرو روزبه بهترین سال های زند گی و جوانی اش را چگونه گدراند . کوی به کوی - خانه - به خانه - به دنبال او بودند . ده ها دام برای او گستردند تا توانستند با تطمیع و خیانت اورا به چنگ بیا ورند .. او سال ها روی اسایش به خود ندید . هرشب در خانه دیگری منزل داشت . وجه بسا شبها که در بیا با نها می گذراند . او با این زندگی کو چک - تنگ و پر خطر می سا خت و شاد بود که می تواند نبرد را دنبال کند . او با دشواری و هزارها نگرانی می توانست همسرش را گاه به گاه به بیند. برای او نزدیکترین کس اسلحه اش بو د که تا اخرین فشنگ ان را هم با و جود انکه خون از سرا پایش می رفت - برای دفاع از خود خالی کرد.بگذارید بگویم در جیب اوان شب اسناد زیادی بود ونام گروهی از اعضای حزب چه زن و چه مرد در میان ان اسناد بود . خسرو روزبه در عوض اینکه از هر ان و هردقیقه برای نجات خود استفاده کند پیش از هر کار این اسناد را از میان بردویک نام به دست ان نا مردمانی که براو هجوم اورده بودند نیفتاد.او شاید خیلی بهتر می توانست از خود دفاع کند - اما از فکر اینکه مبادا گلو له اش به مردم بی گناه به خورد دست به اینکار هم نزد
+ نوشته شده توسط محمو د نفیسی در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت
12:10 |
<<در ایران خواهم ماند - اگر همه ی حوزه های حزبی هم از بین برو ند من عضو اخرین حوزه ی ان خواهم بود . واگر این حوزه هم نباشد و من تنها بمانم باز از نو حوزه تازه ای درست خواهم کرد و کار خود را دنبال خواهم نمود . او به اتحاد جما هیر شوروی بی اندازه دلبستگی داشت و حزب کمونیست نخستین کشور سو سیالیستی را حزبی ازموده - حزب لنینیستی می دانست و از انها ئیکه نسبت به این کشور و این حزب بد می گفتند بیزارو دشمن شوروی را دشمن خود می دانست . خسر و روزبه هر گز به کشوری که فا شیست ها را سر کوب کرد پشت نمی کرد و راه ان را راه درست می دانست . او ازادی ایران و مردم انرا و ازادی همه کشور های اسیر و در بند را وا بسته به نیرومند شدن و بزرگ داشتن اتحاد جما هیر شوروی می دانست .او ان عاشق دلبا خته ی سو سیالیسم به نخستین کشور ی که سو سیالیسم را ساخته و امروز پشتیبان همه جنبش های ازادی بخش دنیاست عشق می ورزید . عشق اگاهانه و بر پایه های بس استوار . و اکنون جای درد و شگفتی است هر گاه می بینم که گروههای گوناگون در امریکا و اروپا پیدا شده اند که همه کم و بیش از نام بلند پا یه خسرو استفاده می کنندو به اتحاد شو روی نا سزا می گویند.و نقش بزرگ انرا در دنیای امروز نا دیده می گیرند.و هریک خود را انقدر دانا و ازمو دهمی دانند که به دولت و حزب اتحاد شوروی با ان همه مبارزه و تجربه درس می دهند و ار او می خواهند که مطابق میل ان ها در این دنیا یپیچیده و پر از درد سر امروزی عمل نما ید .بگذریم از این کو ته نظری و نا درستی- بگذریم از این خود خواهی بگذار این عده که بسیار هم کم هستند بگو یند و بنویسند نه از بزرگی شوروی کم میشود و نه تزلزلی در نقشی که او دارد و دنبال می کند وارد می شود اما چرا به نام خسر و روزبه؟ شنیده ام که درکالیفرنیا گروهی از دا نشجو یان ایرانی دور هم گرد امده اند و راه خود را راه خسرو روزبه نام گذاری کرده اند به راستی که جای خنده است و هم گریه . در کا لیفرنیا دراین بهشت بدون واهمه و دلهره این اقا یان راه خسرو روزبه را دنبال می کنند و به شو روی نا سزا می گو یند و لابد از چشم پو شی و محبت پدرانه "سیا"نیز بر خور دارند . اما خسر و میگوید:
+ نوشته شده توسط محمو د نفیسی در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت
13:32 |
این گفته ها از پو لاد ریخته شده - پولادی بدون غل وغش - پولادی که با خون خسرو اب داده شده است و باز می توان گفت که او کسی نبود که راه خودرا عوض نما ید . او سر سپرده ی راه مبارزه برای مردم ایران بودو این راه را در حزب تو ده ایران و با ان می دید . او بیش از هر کس از نوا قص درونی حزب با خبر بود او بیش از هر کس از زبو نی و کو چکی و بیسوادی عده ای از همراهان خود اطلا ع داشت .اما او بهمین علل راه درست را در ان میدید که در حزب بماند و ان را با تمام نیرو دزست کند .و تا دقیقه اخر با این اند یشه بلند زند گی کرد بگذارید باز به خود او گوش دهیم . <<من به اقتضای اتشی که به خاطر خدمت به خلق های ایران در درون سینه ام شعله می کشد راه حزب توده ایران را بر گزیده ام .و باید اذعان کنم که جانم - استخوانم - گو شتم - پو ستم - و همه تار و پود وجودم تو ده ای است. من عاشق سو سیالیسم و عاشق صادق ان هستم . ممکن است من زنده نمانم و استقرار سو سیالیسم را در ایران با چشم خود نبینم - ولی علم دارم که بزودی او ضا ع تغییر خواهد کرد و اصول سر مایه داری منکوب.....خسرو روزبه و امثال او خواهند مرد- ولی بهر تقدیر راه حزب توده ی ایران تعقیب خواهد شد و به ثمر خواهد رسید . حزب توده ایران به تصدیق دوست و دشمن بزرگترین - اصولی ترین و متشکل ترین حزب دوران مشرو طیت ایران است .بزرگترین صفت ممیزه این حزب جنبه انقلابی ان است .حزبی که بر حسب ضرورت تا ریخی بو جود امده - بر مبنای اصول علمی تشکیل شده و دارای تئوری و جهان بینی علمی است.حزب تو ده ایران این افتخا ر را دارد که قائم به نیروی توده های ملت است و به خاطر منا فع مردم تلاش می کند (ص ۳۴ دفا عیات)خسرو روزبه با این اندیشه بزرگ که حزب توده ایران از ان همه مردم ایران است ونه از ان گروهی زندگی کرد . او کسی نبود که راه خود را عوض کند . او همانطور که خود بارها گفته بود تا اخرین نفر در حزب توده میماند برای انکه ان را بسازد - درست کند و زنده نگاه دارد . هنوز صدای او در گوش من است که می گفت:
+ نوشته شده توسط محمو د نفیسی در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت
12:40 |
به ندای او گوش دهیم : << فکر محدود و خدمتهای جزئی را به کنار گذاشتم و تصمیم گر فتم کار را از ریشه و اساس اصلاح نمایم .تا به بدبختی میلیون ها نفر از هم میهنانم پا یان بخشم .من در عقیده خود صادق هستم و هیچگونه کوته نظری و الایشی در ان دیده نمی شود -من با کمال خلو ص نیت و بدون توجه به منا فع شخصی و بدون پروا از مرگ جانم را در کف اخلاص نهاده ام تا به مردم خدمت کنم . مد عیانی هم بودند که از نیمه راه گریختند و لی فرار از نیمه راه کار مردان نیست>> (صفحه ۲۳ دفاع او ) خسرو روزبه کسانی را که پشت پا به راه خود زدند - با صدائی که دیگر خاموش شده و باز چه قدر رسا ست و با گفتار قاطع خود در برابر مردم و ایران محکوم می کند . و می گوید :کسانی بودند که در لحظه ی امتحان ضعیف از اب در امدند و منکر اصا لت عقاید و نظریات سیاسی و اجتماعی راه خود شدند و به همین جهت نیز از زندان ازاد گر دیدند . من شکی ندارم که انان یا بیست سال به ما درو غ گفته اند و یا از بیم جان به مقامات تحقیق درو غ گفته اند . در هر حال ادمهای درو غگو و زبون و شیا دی بیش نیستند . مردانگی ندارند و برای دو قطره خون خود بیشتر از هر چیز دیگر ارزش قائل هستند.(صفحه ۳۰ دفاعیات}
+ نوشته شده توسط محمو د نفیسی در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت
11:56 |
