هر چند نفری که دور هم گرد می ایند خسرو روزبه را از ان خود می دانند ونام او را چون پرچم در میان گرفته و خودرا وارث و نما ینده او می شمرند . راست است خسرو از ان یک گروه نیست - او از ان یک ملتی است و عزیز میلیون ها نفر . اما ایا خسرو تنها نامی است و ایا او در زندگی و نوشته های خود ارمان وراه خود را نشان نداده؟ چرا - خوب است کتاب دفاع او را باز کنیم او بدون پرده ورو دربایستی- روشن انچه را که زند گیش و هدف او بود می گو ید. بگذارید صدای رسای او از ان سوی مر گ ونیستی به داد ما زنده ها برسد و خود برای ما بگوید: من چگونه می تو انستم به حساب زندگی مرفه اینده و دور نما ی جالبی که میتوانست جلوی چشمم تصویر کرد زندگی پر درد و تو هین امیز گذشته ی خودم را فراموش کنم ؟ چگونه می توانستم صدها هزار خسرو روزبه را که در شرایط سخت تر زندگی می کردند و امیدی هم به اینده ندا شتند از یاد ببرم؟تازه اگر چنین می کردم چه حق داشتم این زندگی مرفه را به عنوان حق السکوت به پذیرم و اجازه به دهم که نسبت به خسرو روزبه های دیگر چنین رفتار اهانت میز ی بشود ؟ اری من چنین حقی و اجازه ای نداشتم ونمی توانستم دا شته باشم . حقیقت قضیه این است که نظر من خیلی وسیع تر از حد نا چیز منا فع شخصی بود ...چه عاملی جز حسن نیت -جز بشر دو ستی - جز احسا سا ت پاک و شرا فتمندانه می تواند محرک من در فعالیت های سیاسی باشد؟من از یک طرف از همه ی امتیا زاتی که می توانستم به حق داشته باشم و کسب کنم به طیب خا طر صرف نظر کرده ام و از طرف دیگر تا کنون بیش از ۱۲ سال درزندان با شرایط مخفی به سر برده ام و نا را ختی های عجیبی را تحمل کرده ام و اینک نیز در معرض خطر اعدام قراردارم .>>
+ نوشته شده توسط محمو د نفیسی در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت
20:10 |

